شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

313

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

ديباچه ( * 1 ) - انّ احقّ ما يفتح . . . : شايسته‌ترين چيزى كه سخن بدان آغاز و مطالب بدان به موفقيت مىپيوندد ، ستايش خداوند ، پادشاه دانا و پاك و منزه است ، كه با نور پاك و قدسى او اذهان صاحبان فكر روشن گرديده و ديدگان بندگان شايسته با چراغ انس او منور گرديده است . ( * 2 ) - قلم قدرت : قلم : خامه - كلك . قلم قدرت : آفرينش ، گويند اول چيزى كه خداى تعالى آفريد ، قلم بود . به‌نظر هيبت به او نگريد ، بشكافت ، آنگه گفت : برو . گفت : به چه روم ؟ گفت : هرچه خواهد بودن ، تا روز قيامت بر لوح محفوظ برفت و هرچه بودنى بود بنوشت تا روز قيامت . ( اسرار نامه عطار . دكتر گوهرين 346 ) ( * 3 ) - لوح فطرت : لوح آفرينش . فطرت : صفتى كه هرموجود در آغاز خلقتش داراست . طبيعت . ( * 4 ) - صحيفه ايجاد : كتاب آفرينش . به كنايه ، پهنه هستى . ( * 5 ) - خامهء ابداع : قلم آفرينش . ابداع : نو پديد آوردن . ايجاد چيزى از نه چيز ، يعنى لا شىء . ( * 6 ) - نيرنگ زدن : طرح كردن . نيرنگ : طرحى كه نقاش با زغال و جز آن بار اول كشد : تا چه خواهد كرد با ما آب و رنگ عارضت * حاليا نيرنگ نقشى خوش بر آب انداختى ( حافظ )